ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا وانصرنا علی القوم الکافرین
خانومی که "سیاهه" و البت دیده ایم سفیده گفته از ترس هات بنویس و ما یکهو این واژه به ذهنمان متبادر شد که "زکی!" و در منزل این پسرخاله که ماراست اسباب نیم فاصله گذاشتن در فضای نازنین وُرد علیه الرحمه مهیا نیست که نیم فاصله بگذاریم. اینترنت نداریم و اینجا و آنجا ما را دیده اند که مطلبی جدید تو وبلاگمان می گذاریم و پی راهی نو و گاهی نو در ارتعاش غروب ذوب می شویم و می رویم. کجا می رویم با اینهمه شیدایی و شیدایی؟ و این "می" ما از این "رویم" ما تا کی جدا می ماند و می رویم؟! پس به جای این پریشان گفتن اجابت می کنم خواسته ات را ای زهرا، ای نوری و به جای ترس از آرزو می گویم که آرزوم است ترسی در من نباشد و گفته اند بی آرزو باش تا ترس نباشد! علی آن ولی، آن جمع اضداد فرمول داده بوده و فرموده بوده: از آنچه می ترسی خود را به تمامی در آن بیانداز! الله مدد، الله مدد که اینگونه باشم.
در ضمن هزاردستان!
